تبليغاتX
تفكر ساده

تفكر ساده

(غم این خفته چند/ خواب در چشم ترم میشکند (نیما یوشیج

 

معمار کبیر انقلاب:

«این را باید همه بدانند که آن روزی که من احساس خطر برای جمهوری اسلامی بکنم آن روزی که من احساس خطر برای اسلام بکنم آن روز این طور نیست که باز من بنشینم نصیحت کنمِ دست همه ار قطع خواهم کرد».

صحیفه امام/ ج ۱۴

+نوشته شده در سوم آذر 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

 

پاسخی چند به محمد از یارند (مقیم فی تحت الارض)

مدتی نه چندان قبل آنکه او را محمد یارندی میخوانند مطلبی در وبلاگش گزارد که شاید نقدی بود بر بنده. این متن جوابیه ایست بر آن.


ادامه مطلب

+نوشته شده در سی ام آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

  گنه­کاری و من غرق گناهت دوست میدارم

  سیه قلبی و من قلب سیاهت دوست میدارم

 

  اگرچه خوب میدانم که چشمان تو هرجاییست

  ولی با این همه طرز نگاهت دوست میدارم

 

  تباهی  دلم هنگام لبخند تو حادث شد

  دلم را از دمی که شد تباهت دوست میدارم

 

  شبی عهدی ببستی و چو آمد صبح بشکستی

  تو را پیوسته از آن صبحگاهت دوست میدارم

 

  نتابد ماه بر یک تن که نورش جمله عالم راست

  سخاوتهای آن روی چو ماهت دوست میدارم

 

  ز مهر تو چه خلوتها که گرم است از محبتها

  حریم خلوت بیگانه خواهت دوست میدارم

 

  من از وحشت سرای خود پناه آورده ام بر تو

  مران من را که آغوش و پناهت دوست میدارم

(م.ع.م)

+نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

 

خطر تفکر انتقادی برای تمامیت خواهی در عرصه اندیشه

 

      مدتی میشود که حکایت مواجهه منفی با علوم انسانی از جانب ارباب قدرت، و تلاش برای استحاله آن به علوم اسلامی علنی شده است. اگرچه این طرح طرحیست که مدتهاست برنامه ریزی شده است و نهادهایی نیز با بودجه­هایی مشکوک از سالها قبل در جهت آن کوشش میکنند، اما علنی شدن آن مشخصاً به بعد از انتخابات دهم برمیگردد. دور از ذهن نیست که اگر اتفاقات انتخابات دهم را در راستای پیشبرد این طرح و ایدئولوژی پشت آن بیانگاریم. اگرچه این شکل بسیار ساده شده قضیه است.

     اندیشه­ای که از طرفی به دنبال اعمال خود باشد، و از  طرفی قوام لازم را در ساختار عقلانی خویش نمی­بیند، ناچار دست به پاکسازی رقبای خود میبرد.

     آنچه مرا به نگارش این مطلب واداشت عبارتی بود که در کتاب «ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی» دیدم و آن را منطبق با شرایط کنونی کشور یافتم:

«اگر بخواهیم که افراد به نظام عقیدتی نهادی شده­ای باور داشته باشند حضور جامعه­شناسی خالی از خطر نیست. از این روست که جامعه­شناسی انتقادی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی پیشرفت نکرد».

ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی/ ص 48

      مدت زیادی از دادگاه سعید حجاریان نمیگذرد که وی را نه در مقام یک متهم سیاسی، که در مقام یک اندیشمند محاکمه کردند (چیزی شبیه به دادگاه تفتیش عقاید قرون وسطی). در آن دادگاه بر مبانی علوم انسانی موجود، بویژه جامعه­شناسی، تاخته شد و حتی از چند جامعه­شناس، از جمله ماکس وبر، نام برده شد.

     این موضع­گیری علیه علوم­ انسانی به طور اعم و جامعه­شناسی به طور اخص را میتوان (و شاید ناگزیر باید) در چهارچوب نقل قول فوق تفسیر کرد.

+نوشته شده در بیستم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

زندگی گاهی آنچنان بی معنا میشود، که حتی غم هم در میان نمی ماند.

+نوشته شده در بیستم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

 

     یکی از امیران به دهی فرود آمد. در آغاز شب بانگ خروسی شنید و به فال بد گرفت و فرمان داد همه­ی خروس­های آنجا را کشتند. به وقت خفتن به چاکر خود گفت: «بدان هنگام که خروس بانگ کند، مرا بیدارکن». گفت: «ای امیر! حتی یک خروس بر جای نگذاشته­ای، پس کدام خروس آواز دهد تا به بانگ او تو را بیدار کنم».

کشکول شیخ بهایی

+نوشته شده در شانزدهم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

13 آبان نقطه عطفی در حرکت سبزها

جنبش سبز از خط نظام گذشت

 

     این مطلب یک مطلب توصیفی است و هیچگونه جهتگیری ارزش داورانه ندارد. و باز تاکید میکنم که این مطلب توصیفیست و ارزش­داورانه نیست. و باید باز هم تاکید کنم که ...

    نیاز به توضیح وقایع بعد از انتخابات نیست. اما دو نکته عیان برای این مطلب نیازمند بیان است. 1ـ رهبران جنبش سبز از انقلابیون هستند و در تاکیدات خود، خود را درون نظام معرفی میکنند، 2ـ جنبش سبز از همان ابتدا از رهبران خود پیشی گرفت و رهبران را بیشتر در مقام نماد پذیرفت، تا در مقام رهبر و کسانی که فرمان میدهند.

    آنچه تا پیش از 13 آبان امسال در حرکت جنبش سبز قابل رصد بود، این بود که، جنبش سبز اگرچه در میان افرادش عده­ای بودند و هستند (عده­ای که تعدادشان به هیچ وجه کم نیست) که اساساً مشکلشان با نظام حاکم است، اما به جز گریزهایی کوچک  ـ لااقل در عرصه­ی عمومی ـ سعی در حرکت در مجرای نظام را داشت و این را میتوان از شعارهایی که معطوف به دولت و شخص احمدی­نژاد بود دانست.

   اگرچه اتفاقاتی نظیر حمایتهای شخص رهبر از رئیس دولت و هشدارهای وی به سبزها برای ترک صحنه و عرصه­ی اعتراض، معترضین را هرچه بیشتر با رهبری (و به تبع با نظام) دچار زاویه کرد بود، اما تا روز 13 آبان این عبور از خط رهبری و نظام علنی نشده بود. در روز 13 آبان اتفاقی که میتوان آن را نقطه عطف حرکت جنبش سبز دانست، تغییر جهت شعارها از دولت به سمت حکومت، و از شخص احمدی نژاد به سوی شخص رهبر است. شنیده­ها حاکی از آن است که در دانشگاه تهران شعارهایی تند (و به شدت تند) و بی­سابقه­ای علیه رهبری و نظام داده شده است، و همزمان گزارشهای مشابهی از خیابانها شنیده میشود. حتی گزارشها از تعرض به عکس رهبری در خیابانهای تهران حکایت میکنند. شاید شعاری مانند «نه هاشمی، نه احمدی، لعنت به ...» عیانگر موضع جنبش سبز باشد که میخواهد از هاشمی رفسنجانی ـ که عموماً در جبهه سبزها تلقی میشود ـ نیز بگذرد.

     شاید اگر معادلات برخورد رهبری با معترضین از همان ابتدا و از نماز جمعه 29 خرداد ماه طور دیگری چیده میشد، اکنون اعتراضات ادامه نمیداشت، و یا جهت آن در راستای اعتراض به دولت باقی میماند.

+نوشته شده در چهاردهم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

 

گفت: واقعاْ دردناکه که ما نمیدونیم معنای زندگی چیه.

گفتم: وقتی بچه ی معلولی هست که مجبوره برای گذران زندگی توی سرما و گرما توی خیابونها کار کنه، چه اهمیتی داره که معنای زندگی چیه؟

گفت: شاید هم برعکس. وقتی که ما معنای زندگی رو نمیدونیم، مهم نیست که برای دیگران چی میگذره.

گفتم: اگه بچه ی خودت جای اون بچه بود هم همین رو میگفتی؟

+نوشته شده در پنجم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

سوال اخلاقی

 

     فرض کنید دو نفر در بیابانی سرگردان شده­ و ذخیره غذایشان تمام شده است. در هنگامی که دیگر امیدی به ادامه زندگی ندارند، ناگهان هواپیمایی از بالای سرشان رد میشود و یک بسته حاوی مقداری غذا را به پایین پرتاب میکند. این دو نفر از تمامی جهات با هم یکسانند، به جز وزنشان. مثلاً یکی 100 کیلوگرم است و دیگری 60 کیلوگرم.

     سوال اینجاست که این دو نفر باید غذا را چگونه تقسیم کنند. آیا باید غذا را به طور مساوی تقسیم کنند؟ یا باید غذا را متناسب با نیاز هر یک تقسیم کنند (طبیعتاً فرد 100 کیلوگرمی سوخت و ساز بدنی بیشتری دارد، و به غذای بیشتری نیاز دارد)؟

+نوشته شده در یکم آبان 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |

 

وبلاگ انجمن علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه تهران

 

http://aephilosophy.blogfa.com/

+نوشته شده در بیست و هشتم مهر 1388ساعتتوسط محمدعلي ميرباقري | |